ادامه ادامه سفر

من که خیلی دلم می خواست منگلور رو ببینم از جمع خواستم که سر راه یه چرخی تو شهر بزنیم اما چون دیر بود موافقت نشد فقط سر راه به اطراف به شدت توجه می کردم. چند تا پل قدیمی و خوشگل قرمز رنگ مثل پلهای فیلمهای انگلیسی قرن ١٧ توجه منو به خودشون جلب کردند انگار پلها با من حرف می زدند خیلی دلم می خواست برم پایین و از نزدیک لمسشون کنم اما حیف که فرصت تنگ بود. بیل بردهای بزرگ تبلیغاتی شهر که افقهای آینده شهر رو معرفی کرده بود هم برام جالب بود از شهر خارج شدیم پرونده ایالت کارناتاکا هم بسته شد و وارد ایالت زیبای کرالا شدیم. همینطور که به طرف جنوب حرکت می کردیم حرم گرما و هوای پخته بیشتر حس می شد. شب بود و ما در کنور بودیم برای نماز توقف کردیم ٢۵ درصد مردم ایالت کرالا مسلمان هستند که اغلب در شمال این ایالت ساکن هستند. صدای اذان از مناره های شهر به گوش میرسید ملیحه که دلش لک زده بود برای اذان داشت از شنیدن صدای اذان ذوق مرگ می شد. برای نماز نزدیک یک پمپ بنزین توقف کردیم یکی از مغازه دازان اطراف کلاه مکه ایی سرش گذاشته بود بهش گفتم حاجی قبله کدام طرفه؟ اونم با ذوق و شوق جهت قبله را به ما گفت و همین که دید من دنبال خلوتی برای نمازم کلید مغازه اش رو در اختیارمون گذاشت تا اونجا نماز بخونیم رفتیم تو پمپ بنزین وضو گرفتیم یک دستشویی وحشتناکی داشت که خدا می دونه. تمیز بود اما انواع و اقسام حشرات رو می شد دید من از مارمولک بشدت واهمه دارم یه چیزی تو مایه های یه کروکدیل کوچولو رو دیوارش بود که داشت منو قبض روح می کرد.

خلاصه بعد از نماز یه جایی گیر آوردیم توش شام خوردیم و بکوب به طرف کوچین حرکت کردیم وای مگه این جاده تمومی داشت برو برو برو برو بعضی وقتها هم یه تابلو رو دوبار می دیدم نمیدونم چطور بود که هر چی جلوتر می رفتیم بعضی وقتها تابلو ها فاصله بیشتری رو نشون میدادند مثلاً تابلو بود کوچین ٢٠٠ کیلومتر جلوتر که میرفتیم می شد کوچین ٢١٣ کیلومتر ما بکل گیج شده بودیم و عجیبتر اینکه ما با سرعت ٨٠ کیلومتر می رفتیم حسابش رو می کردیم که ٢ یاعت دیگه با همین متوسط سرعت باید برسیم اما ۶ ساعت بعد رسیدیم! خلاصه ما حدود ۶ صبح رسیدیم کوچین خسته و کوفته و برای اینکه راننده تو راه خوابش نگیره تا اونجا که می تونستیم بیدار مونده بودیم.

محمد از قبل یه هتل رزرو کرده بود رفتیم اونجا تا ساعت ٩ صبح خوابیدیم من کمی بیشتر خوابیدم ترجیح داد

/ 9 نظر / 19 بازدید
حامد

سلام شما هم که بدتر از من وبلاگ نویسی را کنار گذاشتین!!!![نیشخند] البته من جامو عوض کردم. وبلاگ قبلی ام همون دیوار کوتاه. یادتون میآد؟

حامد

سلام شما هم که بدتر از من وبلاگ نویسی را کنار گذاشتین!!!![نیشخند] البته من جامو عوض کردم. وبلاگ قبلی ام همون دیوار کوتاه. یادتون میآد؟

حامد

سلام شما هم که بدتر از من وبلاگ نویسی را کنار گذاشتین!!!![نیشخند] البته من جامو عوض کردم. وبلاگ قبلی ام همون دیوار کوتاه. یادتون میآد؟

حامد

سلام شما هم که بدتر از من وبلاگ نویسی را کنار گذاشتین!!!![نیشخند] البته من جامو عوض کردم. وبلاگ قبلی ام همون دیوار کوتاه. یادتون میآد؟

حامد

چرا اینقده زیاد اومد؟!!! :دی

ازگمی

سلامت باید. همه خوبند به شکر خدا. امید وارم همیشه خوش و سلامت باید

ازگمی

بعد از سه ماه باز هم سلامت باشید. همه خوبند به شکر خدا. امید وارم همیشه خوش و سلامت باشید

ساناز

"سلام این لینک پرسشنامه آنلاینی در مورد امنیت فرهنگی است. ممنون می شم اگه آن را تکمیل و ارسال کنید. http://fws.ut.ac.ir/rtl/winquestion.aspx?path=http://bakhshaei.com/mo3/default2.html "

مهدی

سلام مریم خانم. میدونم خیلی وقته وبلاگتون را به روز نکردید و شاید هم دیگه اینجا نیایین و این موارد را نخونید ولی خواستم ازتون یه خواهش ویه کمک بخوام برای خودم. من دارم برای اردیبهشت 91 برای ادامه تحصیل به دانشگاه کرلا میام. خوب توی اونجا ایرانی کمه و من هم با همسر و یه فرزند کوچیک راهی سخت در پیش دارم. خواستم اگر براتون مقدوره و ادرس ایمیل و یا تلفن خودتون یا همسرتون را به من بدید تا اگر توی اون شهر با مشکلی برخورد کردم شما به با شما تماس بگیرم. پیشاپیش از همکاری شما سپاسگزارم