از کیف انگلیسی تا کیف روسی

تاریخ چه کتاب عجیبی است!

هر وقت از تاریخ سخن به میان می آید در ذهن من یک کتاب قدیمی با اوراق نازک کاهی که هر ان در شرف پوسیدن و پودر شدن است، متبادر می شود. و شاید برای اینکه حوادث از این کتاب قدیمی محو نشود مدام در صفحات جدیدش واقعیتهای قبلی تکرار می شود.  

امروز سالروز مشروطه بود.

خدا رحمت کند بانیانش را

و چند روز دیگر کودتایی شوم علیه مصدق مشروطه است!

و خدا لعنت کند مصدق کش ها را

امروز همینطور تحلیف احمدی بود!

هیچ کدوم از این وقایع اینقدر به چشم من نیومد

اما مجلس و نمایندگان ذوق زده اون خیلی فکرمو مشغول کرد! با چنین مجلسیانی یاد فیلم کیف انگلیسی افتادم. البته ایندفعه فکر کنم کیفش روسی بود از ترکیب زشتش معلوم بود که سلیقه اون یخ کرده های روسیه!

در حالیکه در ثانیه های پایانی این روز شوم کتاب تاریخ امروز را می بندم آهنگ زیبای کیف انگلیسی در ذهنم مرور می شود.

راستی اگه دوست داشتید آهنگش رو هم اینجا می تونید گوش کنید.

/ 3 نظر / 13 بازدید
-MSj-

سلام دوست سبز من برای پیوستن به گزوه وبلاگ نویسی موج سبز جاویدان تا همه در سراسر ایران یکصدا و هم آوا شویم این آدرس را در بخش سفارشی کردن غالب و به جای آدرس هدر وبلاگ قرار دهید http://media7.dropshots.com/photos/658396/20090804/b_233806.jpg برای دوستانتان نیز بفرستید بیایید همصدا شویم یک دست صدا ندارد

غزل خونه

چه خوب گفتی. آره والله. تاریخ لعنتی ما همیشه در حال تکرار شدنه. کاش این تاریخ و تمدن رو نداشتیم تا حالا غصه مون نگیره که با این تمدن چرا انقدر بی فرهنگ و بدوی هستیم ما ایرانیها؟