آخرالزمان

بیا تا زمین و زمان را کمی خم کنیم

نگاهی به آغاز و انجام آدم کنیم

تو کی عالم ذر بگفتی بلی

مگر بودی آن گاهِ قالوا بلی 

نخست آدم اندر بهشتی بزیست

چگونه پس از خبطی اندر زمین می گریست

چه گویند معراج کرده رسول

بدیده تنی آدم اندر ضلول

و چون ابن مریم برفت از جهان 

نمانده اثر از وی اش در مکان

چرا گاه میلاد سوم ولای همام

بگریید پیغمبر از یاد کرب و بلای امام 

همین ها که گفتم تو را بس نبود؟

اگر گوش کردی گرفتی وگرنه چه سود!

پ ن ۱ :

پاریا بحث من رو در تعارض با آموزه های دینی از جمله مبدء و معاد دانسته اند

شاید این شعر بتونه پاسخی برای اونها باشه

پ ن ۲ : ادامه بحث درباره زمان نیاز به مطالعه بیشتر داره یه چیزایی تو ذهنم هست و  تا چند پست دیگه هم می تونم ادامه شون بدم. اما به دلیل عدم همراهیه شما به این نتیجه رسیدم که این مباحثات نمی تونه برای شما جذاب باشه. یا شاید من نمی تونم این مباحثات رو مدیریت کنم. البته از همه اونهایی که بطور جدی نظر دادن و مباحثات منو دنبال می کنند تشکر می کنم من دلم می خواست یه دیالکتیک در این زمینه راه بیاندازم اما از اونجایی که من آدم عجول و کم صبری هستم شاید این گفتمان توی این فضا به نتیجه ای که من دوست دارم برسیم نرسه.

پ ن ۳ : اگه علاقه به ادامه بحث داشته باشید بازم این سلسله بحثها رو ادامه می دم. البته من به بحثهای فلسفی علاقه زیادی دارم. حالا هم که دوباره بیماری نظریه پردازی من عود کرده به ناچار شما باید منو برای مدتی تحمل کنید. فقط ممکنه موضوع بحث رو عوض کنم موضوعی جذابتر رو انتخاب کنم. برای اینکه در دام اندیشه بی سر و ته من نیافتید موضوعات مورد علاقه خودتون رو پیشنهاد بدید.

/ 37 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
.*رقيه جون*.

شما هم که ديگه يهويی ميای يهويی هم غيبت می زنه ها !

روزن روزن

با علاقه مندي هر چه تمام آمديم.. نبوديد.. سرمان خورد به ديوار بلند!!!

زانتين

ای بابا کلی نوشتم پس کجا رفت فقط گفتم من شکل قبلی وبلاگ مريم اصغری رو بيشتر دوست دارم ترکيبت هم جالب بود