*-*زندگي*-* *-* ميگذره اما به سختي*-* تو را من چشم در راهم
به زبانی دیگر
چند روزه که علیراد سعی می کنه بعضی از حرفهاشو بصورت پانتومیم و یا اصواتی متفاوت با اصوات فارسی بیان کنه مثلن بجای د همه جا خ بکار می بره و یا با حرکت دست و پا و صورت بعضی حروف چیزها رو به ما می گه بعدش هم اونا رو به فارسی ترجمه می کنه اما من از این رفتارش کمی متعجب شدم وقتی علت رو از خودش می پرسم می گه: آخه من دیگه بزرگ شدم
دوشنبه ٢٠ اسفند ،۱۳۸٦ - مريم | لینک دائم | پيام هاي ديگران () | Add to Del.icio.us  digg this post  add to google bookmarks  add to technorati   add to shadows  

فراخوان
خاله ها عمه ها عموها و دایی های محترم
لطفاْ در اسرع وقت دست به کار شوید و نامهای زیبا یکی مناسب دختر و یکی مناسب پسر که با نام علی راد همخوانی داشته باشد را پیشنهاد نمایید
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ       
سئوال تخصصی:
دیروز داشتم توی اتاق محمد لباس اتو می زدم علی راد هم از فرصت استفاده کرد و اومد سر کامپیوتر باباش محمد با هزار ترفند و کمی چشم غره سعی می کرد علی راد رو از اتاقش بکشه بیرون. علیراد گفت: من یه سئوال دارم باباش گفت: چه سئوالی؟ علیراد گفت: از مامانم می خوام بپرسم. محمد مسئولیت بیرون کردن علیراد رو به من سپرد به علیراد گفتم: چه سئوالی داری و چرا سئوال رو از بابات نپرسیدی؟ علیراد گفت: آخه سئوالم تخصصیه
شنبه ٤ اسفند ،۱۳۸٦ - مريم | لینک دائم | پيام هاي ديگران () | Add to Del.icio.us  digg this post  add to google bookmarks  add to technorati   add to shadows